وب سایت امیر خوشاوی

شاعر . عکاس . فیلم‌ساز

بهار پشتِ پنجره

 

بهار را میبینم ، پشتِ پنجره دارد با بوته ی یاس چاق سلامتی میکند  ، بوته ی نونوارِ صورتی پوش ، چه سرمایه ایست نوروز ، چه سرمایه ای ست یلدا و چارشنبه سوری ای که آتشش به دورهمی و شاد سپری کردن دعوتمان میکند ، دلم یک خودتکانیِ اساسی میخواهد ، این را میدانم که اگر با زمستان کنار بیایم بهار میلِ دیدارم نمیکند ، گاهی زندگی چنان منجمدت میکند که اگر یخ ات دیر وا برود از دستت میرود بسیار ، یکی از لذت بخش ترین کارها برایم قدم زدن در بازار و خیابانِ روزهایِ آخرِ سال است ، تماشایِ آخرین تکاپوهایِ مردم عجیب لذت دارد ، انگار همه بدو بدو کنان آخرین سعی شان را برای استقبالِ بهتر از فردایِ پیشِ رو میکنند ، فردایی نویدبخش ، فردایی دیگر ، چه سرمایه ای ست نوروز ، کاش همیشه و هرسال به طراوت و قوت قدیم این عید ملی بی کم و کاست در خانه هایمان برپا شود ، کاش گذر زمان کمترین اثری بر این سرمایه هایِ هر ایرانی نکند و ورشکستگی بلایی به دور باشد -قدیما- عیدی من به شماست ، یک عیدی از جنسِ ترانه!

سالِ نو مبارک

 

قدیما

 

قدیما رو یادته ، هزاری لایِ قرآن

لحظه ی تحویلِ سال ، توو خونه ی مادرجان

چای و شیرینی بود و ، آجیل خورونِ نوروز

خوش و بِش و گپ زنی ، آشتی کنونِ نوروز

قدیما رو یادته ، همگی دورِ هف سین

سیر و سماق و سرکه ، سینِ آخر و بچین!

دورِهمی صفا داشت ، شادی اسیرِ ما بود

قبلِ در شدنِ توپ ، هرکی دس به دعا بود

یادت بخیر قدیما ، عجب روزایی داشتی

چه خوب دستایِ ما رو ، توو دستِ هم میذاشتی

دیدنی و عیادت ، دعوتِ به ضیافت

خونه تکونی که هیچ! ، نظافت و نظافت

عشقبازیِ دو ماهی ، تویِ تُنگِ بلوری

نزدیکیِ دلامون ، بعدِ مدتی دوری

یادت بخیر قدیما ، عجب روزایی داشتی

عیدا تویِ باغچه مون ، هزارتا گُل میکاشتی

 

ییظ

YouTube Iconاز نمایه فیس بوک من دیدن کنیداز نمایه فیس بوک من دیدن کنیداز نمایه فیس بوک من دیدن کنیداز نمایه فیس بوک من دیدن کنیداز نمایه فیس بوک من دیدن کنیداز نمایه فیس بوک من دیدن کنید