وب سایت امیر خوشاوی

شاعر . عکاس . فیلم‌ساز

گربه سياهِ مخملي

گربه‌سياهِ مخملي ، محله‌مون و از بره

چشمِ حريصش شب و روز ، پيِ لونه‌ي كفتره

گربه‌سياهِ مخملي ، جولون مي‌ده توو كوچه‌مون

ورجه وورجه مي‌كنه رو ، درختايِ آلوچه‌مون

سرخ‌ماهيايِ تيره‌بخت ، از پنجه‌هاش فراري‌ان

توو حوضچه‌ها آماده‌ي ، فرارِ اضطراري‌ان

وقتي ميوميوكنون ، پاش و مي‌ذاره لبِ بوم

تويِ مشامم مي‌پيچه ، بويِ يه اتفاقِ شوم

خوب مي‌دونم مي‌خواد بياد ، مرغامون و چپو كنه

بياد و زندگيمون و ، بازم هپل‌هپو كنه

خوب مي‌دونم مي‌خواد بياد ، كفرِ منو دربياره

گربه‌سياهِ مخملي ، تنش حسابي مي‌خاره

گربه‌سياهِ بد ادا ، با غرولندِ توو صدا

اومده تويِ كوچه تا ، ذله كنه مردم و با

آزار و آزار

گربه‌سياهِ مخملي ، با چشمِ تلخِ عسلي

شده يه حاكمِ جلي* ، واسه محله‌مون ولي

به لطفِ ديوار

گربه‌ي لوسِ بي‌حيا ، نمي‌دونه كه صبرِ ما

سرمياد و حدي داره

نمي‌دونه كه حالش و  ، يه روزي مي‌گيرن همين

همسايه‌هايِ بي‌چاره

گربه‌سيا گربه‌سيا

دس بردار از سفره‌ی ما وُ روت و كم كن

به جايِ تخمِ كفترا

لشكرِ حرص و توو وجودت قلع و قَم* كن

گربه‌سيا گربه‌سيا

فكري بكن نذار كه دير بشه يه روزي

وگرنه توو آتيشِ خودساخته مي‌سوزي

گربه‌سياهِ بد ادا ، با غرولندِ توو صدا

اومده تويِ كوچه تا ، ذله كنه مردم و با

آزار و آزار

گربه‌سياهِ مخملي ، با چشمِ تلخِ عسلي

شده يه حاكمِ جلي* ، واسه محله‌مون ولي

به لطفِ ديوار

*جعلی

*قلع و قمع

YouTube Iconاز نمایه فیس بوک من دیدن کنیداز نمایه فیس بوک من دیدن کنیداز نمایه فیس بوک من دیدن کنیداز نمایه فیس بوک من دیدن کنیداز نمایه فیس بوک من دیدن کنیداز نمایه فیس بوک من دیدن کنید