هنر و آفرینش‌گری گویا حلقه‌ی وصلِ من به زندگی باشد ، فیلم ساخته‌ام ، ترانه


و شعر نوشته و دکلمه کرده‌ام ، گریزی هم به عکاسی زده‌ام ، باری به پرسه در


این حوالی شگرف معتادم و امیدوار که نهالِ هنرم روزی ببالد و به تناوری


تکیه‌گاهِ خسته‌ای باشد و مشتاقی ، نجف‌آباد یا دیارِ نون زادگاهِ شریفِ من است


، شهری مذهبی سیاسی و البته فرهنگی که همیشه‌اش در کنج قلبم جا خواهد


داشت ، روزگار روزی پایم را به دانشکده تیاتر شیراز باز کرد و دو ماهی


نگذشت که پایم را از آنجا برید و به تحصیلِ حقوق کشاند! ، القصه پس از


چهارسالِ آزگار مدرکم را درِ کوزه گذاشتم و سر به سنگ خورده هنرجویِ


انجمن سینمای جوان شدم ، با این یقین که قمارِ هنر هوسی‌ست لامهار!


و همچنان این قصه ادامه دارد…

امیر خوشاوی